به تکراری بودن تبریک هایـَـم ، به دعواهایمان برای نرفتن به تولد ِ کسانی که هیچ وقت برایشان مهم نبودیم
به مانیتور خیره مانده ام
نمیدانم الان تو به خاطر رفتن به آنحا اینطور هستی یا به خاطر فشار ِ منگنه جواب ِ نه دادن به آنها
منطق و شرایط و دوست داشتن همه چیز را کنار ِ هم نمیشود داشت
من اما از بین ِ تمام ِ چیزهـــا آرامش را انتخاب میکنم گزینه ای که وجود ندارد اما باید انتخابش کرد
تا به وجود بیاید
تا حاصل شود آن چیزی را که خواهانش هستم
من تو را دیگر نمیتوانم هــِـجی کنم ،دیگر نمیشود ! چی از بینمان پـَـر کشیده و رفته کی آن را مثل پر های ِ شاپرک فوت کرده و پرپرش کرده من یا تو ؟ با کدامین آرزو شاپرکمان را فوت کرده و به هوای ِ ناکجا آباد فرستاده
فقطــ روزت مبارک مــَرد ِ من
_ همین
برچسب: روزت,
نویسنده: حسین محمدی