خرید بک لینک
نمیدونم این بیخوابی از سر شوقه یا از روی دلشوره و اضطراب

دوساعت از وقتی ک به هم شب بخیر گفتیم میگذره و من هنوز نتونستم بخوابم

فردا قراره بریم کلیپمونو بسازیم, تو ذهنم کارامونو برنامه ریزی میکنم مدام به این فکر میکنم که همه میگن فردا قراره طوفان بیاد....

انگار دلشوره های من قرار نیست تموم بشه...

هرچی نزدیک تر میشیم انگار ثانیه ها دیرتر میگذرند....

هنوز ماشینمون مشخص نشده ست...

هنوز من برات چیزی نخریدم...

هنوز نمیدونم چه اتفاقات غیر قابل منتظره ایی قراره برامون پیش بیاد

الان احساس میکنم خیلی کارها هست که انجامش ندادم...

از یه چیزی خیلی مطمئنم

اونم اینه که خدا همیشه پشتمه... خیلی وودشو حس میکنم... دوست دارم خدا جون...

کمکم کن....

برچسب: نویسنده: حسین محمدی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 18:00

صفحه بندی